و آنچه را..
-
تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 16:50
و آنچه راکه تجربه آسان نمی فروختاز حادثه هدیه گرفتم... +نصرت رحمانی
برگرد وبه زندگی بیا
-
تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 16:50
برگرد و به زندگی بیابه روزهای خوب؛ به روزهای خوبی که در کنار هم می گذردبه روزهای خوبی که در کنار هم قدم میزدیم و تمام آرزویمان این بود که راهمان تمام نشودبه آن روزها که دلخوشی را از چشم همدیگر می دیدی
میشه از عشق یک پروانه ساخت
-
تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 16:50
میشود از عشق یک پروانه ساختبه زیبایی پرزدن یک باغ بهار به ضربان دلهامیشود از عشق یک شعر سرودبا تبسم به وصال معبودمی شود از عشق یک رویا کشید وبه آن جلوه ی ایثار بخشیدالهه نشاطی
هرروز صبح وشب سه بار خوانده شود..
-
تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 16:50
داود رقى از حضرت صادق علیه السلام نقل میکند آن حضرت فرمودند: از این دعا دست برندار و سه مرتبه در صبح و سه مرتبه در شب آن را بخوان.«اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِی دِرْعِکَ الْحَصِینَةِ الَّتِی تَجْعَلُ فِی
آموخته ایم..
-
تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 16:50
آموختهایمخیلی خوب ویرانیهاتنگدستیهادلتنگیها رابشناسیمو در آنها لباس نو بپوشیم.همه کس خواست ما را فراموش کند.به دست ما چاقویی برنده میدهندو میگویند: امیدواریم امانتدار خوبی باشیدما سکوت میکنیمو چاقو را در جیب میگذاریم... +احمدرضااحمدی
محتکرین
-
تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 16:50
شهروندان با احتکار و هجوم به سمت کالاها به شکلی خودانگیخته ،بیاعتمادیشان را نسبت به دولتی که بر سرِ کار است نشان میدهند ... +ایوان کلیما +وخدا لعنت کند محتکرین را..
در خانه ها بمانیم
-
تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 16:50
یادش بخیر پارسال دغدغه مون مشارکت در کمپین نه به خرید آجیل بود
خانه دلتنگی غروبی خفه بود
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:09
خانه دلتنگِ غروبی, خفه بودمثلِ امروز که تنگ است دلمپدرم گفت چراغو شب از شب پُر شدمن به خود گفتم یک روز گذشتمادرم آه کشید؛«زود بر خواهد گشت.»من نمی دانستممعنیِ «هرگز» راتو چرا بازنگشتی دیگر؟هوشنگ_ابتهاج
عاشقا رو به
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:09
" عاشقا, " روبه مَرحله ى 'حساب کتاب ' نرسونید!که بشینه به تموم لَحظه هایى که عاشقى کردهولى عشق نگرفته،فکر کنه و به خودش بگه : "چرا باید از خودم انقدر مایه بذارم؟تا کى دلمو مثل فرش قرمز پهن کنم زیر پاش
عاشق ات شدم..
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:09
همه ی شهرهای دنیا در نقشه ی جغرافیا به نظرم نقطه های خیالی اند مگر یک شهر شهری که در آن عاشق ات شدم شهری که بعد از تو وطنم شد...❤قلم سعاد الصباح
عادت هایم را از من مگیر
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:09
مرا فراموش خواهی کرداز من جدا خواهی شد..پس مرا از غارم بیرون نکشعادت هایم را از من مگیر...خصوصاعادتی که به " تنهایی" دارم را...
دنبال مقصر میگردی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:09
دنبال, مقصر می گردی؟راه دوری نرو,غیر از خودت کسی تقصیری نداشت!او, فقط به تو کمی امید داد,تو, در مقابلهمه چیزت را..!
کسی که به اندازه ی کافی انتظار کشیده است
-
تاریخ: 1398/6/13 ساعت: 13:55
کسی که به اندازه ی کافی انتظار کشیده استتا ابد انتظار می کشد. و ساعتی فرا می رسد کهدیگر هیچ اتفاقی نمی تواند بیفتد و دیگر هیچ کسنمی تواند بیاید و همه چیز به آخر رسیده استبجز انتظار که بیهوده از خود آگاه است.شاید او به این حال رسیده بود... + ساموئل بکت
تو هم که همش مریضی
-
تاریخ: 1398/6/13 ساعت: 13:55
گفت:تو هم که همش مریضی و یه جات درد میکنه.خندیدم : )آخه نمیدوست روزی چند بار به خدا میگمدرد و بلاش بخوره به جونِ من..: )
زیادمردم
-
تاریخ: 1398/6/13 ساعت: 13:55
زیاد مُردمبراى کمى زندگى کردندر کنارِ تو ...#یغما_گلرویى
نازنینم
-
تاریخ: 1398/6/13 ساعت: 13:55
نازنینم !نیک میدانمکه عشق برایِ تونه آب میشود نه نان !امّا برایِ من،هم خون میشود ، هم جان ![ نزار قبانی ]
ماشین زمان
-
تاریخ: 1398/6/13 ساعت: 13:55
گفت : اگه یه ماشین زمان داشتیباهاش میرفتی گذشته یا آینده ؟دستامو دور لیوان چایسفت حلقه کرده بودم، نگاش کردم،گفتم : هیچکدومگفت : د بگو دیگه؟ یکیشو انتخاب کن!گفتم : اگه ماشین زمان داشتم ،نه میرفتم گذشته نه میرفتم آینده.گفت : پس چیکار میکردی دیوونه ؟گفتم : زمان رو همینجا متوقف میکردم وُتا ابد به بهونه ...
یادش بخیر قدیما که
-
تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:32
یادش بخیرقدیماکه "بی کلاس"بودیم بیشتردورهم بودیم وچقدرخوش میگذشت وهرچقدرباکلاس تر میشیم از همدیگه دورترمیشیم ،راستش حالاکه فک میکنم میبینم بی کلاسی چقد زیبا بود
مغرور نشو..
-
تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:32
اکثر آدمهایی که ما را رنج می دهند
-
تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:32
اکثر آدمهایی که ما را رنج میدهند رنج کشیده هایی هستند که نتوانسته اند از زخم های خودشان عبور کنند... اروین یالوم