خانه دلتنگِ غروبی, خفه بودمثلِ امروز که تنگ است دلمپدرم گفت چراغو شب از شب پُر شدمن به خود گفتم یک روز گذشتمادرم آه کشید؛«زود بر خواهد گشت.»من نمی دانستممعنیِ «هرگز» راتو چرا بازنگشتی دیگر؟هوشنگ_ابتهاج
برچسب: نویسنده: دانیال محمودی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:09