و از آن روزی که مرا دوست داری
-
تاریخ: 1399/5/1 ساعت: 23:00
و از آن روی که مرا دوست داریجهان بزرگ تر شدو آسمان گسترده تر شدو دریا نیلگون تر شدو گنجشکان آزادتر شدندو من هزار هزار بار زیباتر شدم....+سعادالصباح
من به خوبی ها نگاه کردم..
-
تاریخ: 1399/4/28 ساعت: 14:48
من به خوبیها نگاه کردمچرا که تو خوبی و این همهی اقرارهاست،بزرگترین اقرارهاست.تو لبخند زدی و من برخاستم... +احمدشاملو
وجودارزشمند
-
تاریخ: 1399/4/28 ساعت: 14:48
هرچه انسانوجود ارزشمندتری داشته باشدبه همان اندازه مودب و فروتن است ...
نقش مزار من کنید این دوسخت که شهریار
-
تاریخ: 1399/4/28 ساعت: 14:48
جهل وتعصب
-
تاریخ: 1399/4/28 ساعت: 14:48
جهل و تعصبآنقدر قدرتمند است که می تواند"جنگ" را به "صلح"و "بردگی" را عین "آزادی" جلوه دهد! +جورج اورول
هوشنگ گلشیری
-
تاریخ: 1399/4/28 ساعت: 14:48
سانسور کردن یک شوخی است واین ترس بیمورد از روشنفکران و کتابهایشان است.ضرر بعدی اینجور سانسورها در مقدس شدن کتابهای سانسوری است...
از دلم دور شدی
-
تاریخ: 1399/3/20 ساعت: 1:46
از دلم دور شدے فڪرِ تو آمد بـہ سرمخواب میبینمت از خواب نباید بپرمخوابِ پروازِ تو با نامـہ ےِ خیسے در مشتتو نباشے غمِ این عصر مرا خواهد ڪشتعصرِ تلخے ڪـہ بـہ جز خاطرہ اے قرمز نیستعصرِ تلخے ڪـہ بـہ جز ترس خداحافظ نیستیڪ دو راهیست ڪـہ از گریـہ بـہ دریا برسمبـہ تو تنها برسم یا بـہ تو تنها برسم ..." حسین ...
بساط دلبرانه ی اردیبهشت پهن شد
-
تاریخ: 1399/3/20 ساعت: 1:46
بساطِ دلبرانه ی اردیبهشت پهن شد …تازه به سرآغازِ عشق رسیده ایم …التهابِ عجیبی میانِ دلم برپاست …یک احساسِ متفاوت …یک بیقراریِ ناب … !انگار قرار است اتفاقاتِ خوبی بیُفتَد …بادهایِ بهار ، پشتِ شیشه می ر
کلافه است سرش را
-
تاریخ: 1399/3/20 ساعت: 1:46
کلافه است...سرش را به بازویم تکیه می دهدمیگویم چرا نمی خوابی جانم؟میگوید کلافه ام ،چند کلمه حرف بزنی خوابم میبردمیپرسم چه بگویم این وقت شب؟میگوید چه می دانم...مثلا از مهمترین اتفاق امروز بگو...پیشانی
شب مانده و...
-
تاریخ: 1399/3/20 ساعت: 1:46
شب مانده و چشم ها پر از شبنم هادر حال عبورند دمادم غم هادر شهر شلوغ ما تماشا داردتنهایی دسته جمعی آدم ها...میلاد عرفان پور
این لحظه را زندگی کن..
-
تاریخ: 1399/3/20 ساعت: 1:46
این لحظه را زندگی کن...زمانی برای زندگی کردن هست و زمانی برای مردن.آن ها را باهم قاطی نکن، وگرنه هردو را ازدست خواهی داد.هم اکنون، با تمامیت و شدت زندگی کن و وقتی که مردی،آنوقت به تمامی بمیر. بخش بخش
خطرناک ترین جمله دنیا
-
تاریخ: 1399/3/20 ساعت: 1:46
خطرناک ترین جمله دنیا چیست؟گفته میشود خطرناکترین جمله این است: «من همینم که هستم.»در این جمله کوتاه میتوانیم غرور، لجاجت، خودرایی، خودخواهی، درجا زدن و بهتدریج راندن آدمها از اطراف خود را حس کنیمپس مراقب باشیم ، هر روز فرصتی هست برای یه قدم بهتر شدن .با تغییرات کوچک روز بروز حالمون بهتر میشه 30شعبان
رابطه های امروزی
-
تاریخ: 1399/3/20 ساعت: 1:46
رابطه های امروزی...تاکسی زردی شده اند....که به بهانه نداشتن طرح ترافیک...نیمه راه...سر چهارراه پیاده ات میکنند...قدمی آن ور ترمسافر دربستی میزنند...دراختیار....#ناهید_جوادی
به یادوطنم ایران
-
تاریخ: 1399/3/20 ساعت: 1:46
به یاد وطنم ایرانحسن 4 سال در اسارت بود می گوید خیلی شکنجه شدم هر روز تهدیدمان می کردند که شما را می کشیم چون ما مفقودالاثر محسوب می شدیمبا دیدن ماه نو در آسمان خوشحال می شود می گوید تنها زمانی که
اگه از ارتفاع بترسی
-
تاریخ: 1399/3/20 ساعت: 1:46
اگه از ارتفاع بترسی، نمیتونی به ماه دست پیدا کنی.
اصلامگر میشود عاشقی نکرد
-
تاریخ: 1399/3/20 ساعت: 1:46
اصلاً مگر میشود عاشقی نکرد و از دنیا رفت...خیلی از ما آدمها اصلاً عاشقی نمیکنیم،همه اش عادت است...عادتِ به دوست داشتن...عادتِ به تکرار کردن یک سری کلمات بی معنی...عاشقی که میگویم،منظورم این عشقهای مجا
نابینایی
-
تاریخ: 1399/3/20 ساعت: 1:46
این روزها دلم کمی تمرین نابینایی میخواهد!دوست دارم کسی پیدا شود تا چشمهایم را ببند؛ کسی که برایم از هیاهوی آخر سال بگوید و ماهی گلیهای در تنگهای رنگارنگ!کسی که از شکفتن شاخههای بیمهری دیده بگوید
من چقدر احمق بودم که
-
تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 16:50
من چقدر احمق بودم که میخواستملکه های خون را از شیشه ها پاک کنمبا روزنامه هایی که از جنگ می نویسند ! +داوودسوران
رویای تبت.
-
تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 16:50
گفت :" من از زنی خوشم می آید که موقعیتها را خوب بفهمد."گفتم که منظورش را نمی فهمم ودستم راعقب کشیدم.گفت: مثلا درآشپزخانه یک کدبانو باشد ودراتاق پذیرایی مثل یک خانم باشد ونه آشپزدراتاق مطالعه یک زن م
این اسلحه رو...
-
تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 16:50
ریک : این اسلحه رو مستقیما به سمت قلبت نشونه گرفتمرنو : اونجا سختترین جای بدنمه !