خرید بک لینک

تمام شوقم این بود

رودها را یکی پس از دیگری کنار بگذارم

و به دریا برسم

به تو

به عمق یک آبی بیکران

به دنبال آرامش

امــا

برایم شدی همام طوفان ناخواسته

همان طوفانی که نه راه پس میگذارد

و نه را پیش

در تو غرق شدم

و خیره به نوری که در طی فرو رفتنم

به اعماق بی کسی از من دورتر و دورتر میشد...

حال

بگذار موج، این جسم بی جان

را به ساحل ببرد...

چـرا

نامهربانی می کنی؟!

برچسب: نویسنده: دانیال محمودی تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 22:05

صفحه بندی