خرید بک لینک

جمعه, ۱۶ تیر ۱۳۹۶، ۰۴:۱۰ ب.ظ

ای یار ناسامان من ، از من چرا رنجیده ای؟

و ای درد و ای درمان من ، از من چرا رنجیده ای؟

ای سرو خوش بالای من ،از من چرا رنجیده ای؟

لعل لبت حلوای من ، از من چرا رنجیده ای؟

بنگر ز هجرت خون شدم، سرگشته چون گردون شدم

وز ناوکت پر خون شدم ، از من چرا رنجیده ای؟

گر من بمیرم در غمت ، خونم بیفتد گردنت

فردا بگیرم دامنت ، از من چرا رنجیده ای؟

من سعدی درگاه تو عاشق به روی ماه تو

هستم نیکوخواه تو ، از من چرا رنجیدهای؟

سعدی

موافقین۰ مخالفین۰ ۹۶/۰۴/۱۶

محمد 93

برچسب: نویسنده: دانیال محمودی تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 18:54

صفحه بندی