ای پدید آورنده روز وشب

متن مرتبط با «دوستت دارم» در سایت ای پدید آورنده روز وشب نوشته شده است

ناگهان ها را دوست دارم

  • نیلوبلاگ

    "  ناگهان   ها" را   دوست     دارم   مثل ناگهان کشف تو در دل یک دیدار در دیاری دور مثل لغزش ناگهان نگاهت بر گیسوانم که دیوانگان ابدی شانه هایت شده اند آه... این مه ناگهان چشمانت این مه ناگهان چشمانت چه ...

    ادامه مطلب
  • هیچ برفی را به یاد ندارم

  • نیلوبلاگ

    هیچ برفی را به یاد ندارم جز آن برفی که رد پایت بر آن نقش بست برفی که هنوز سرمایش عمق استخوان هایم را می سوزاند ... ((محمد شیرین زاده)) ...

    ادامه مطلب
  • حسرت سرودنت را دارم..

  • نیلوبلاگ

    دوشنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۶، ۰۵:۱۸ ب.ظ ناگفتنیترین شعر منی!مثلِ بغضی در تنگنای گلوکه هیچوقت گریه نمیشود.حسرتِ سرودنت را دارم.نسترن وثوقی ۰ ۰ ۹۶/۰۴/۱۹ محمد 93 ...

    ادامه مطلب
  • من کاری به حرف مردم ندارم..

  • نیلوبلاگ

    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...

    ادامه مطلب
  • دوستت همان کسی است که..

  • نیلوبلاگ

    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...

    ادامه مطلب
  • من نوشتم که تو را دوست ندارم

  • نیلوبلاگ

    من نوشتم که تو را دوست ندارم ای کاش نامه ام گم بشود ، نامه رسان برگردد ...!...

    ادامه مطلب
  • ,وقتی گفتم دوستت دارم

  • نیلوبلاگ

    وقتی گفتم دوستت می دارم می دانستم که الفبایی تازه را اختراع می کنم به شهری که در آن هیچکس خواندن نمی داند شعر می خوانم در سالنی متروک و شرابم را در جام کسانی می ریزم که یارای نوشیدنشان نیست« شاعر : نزار قبانی »...

    ادامه مطلب
  • خدایا...دوستت دارم

  • کم دارم

  • نیلوبلاگ

    کم دارم حضور تورا کنار عطر دو چای دارچین و شب نشینی دو نفره... تاانتهای شب و آرام گرفتن آغوشت تو را عجیب کم آورده ام! عادل_دانتیسم...

    ادامه مطلب
  • دوستت دارم چرایش پای تو

  • نیلوبلاگ

    دوستت دارم..چرایش پای تو، ممکنش کردم،محالش پای تومیگریزی از من و احساس من دل شکستن هم ،گناهش پای توآمدی آتش زدی بر جان من درد بی درمان گرفتن هم،دوایش پای تومن اسیرم در میان آن دو چشم قفل زندان را شکستن هم،سزایش پای توسوختم،آتش گرفتم زین سبب آب بر آتش نهادن هم جزایش پای توپای رفتن هم ندارم من،از کوی دلت پا نهادن بر دل مست و خرابم پای تو... ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    دوستت دارم چرایش پای تو | دوستت دارم چرايش پاي تو | دوستت دارم چرایش پای تو، ممکنش کردم،محالش پای تو | شعر دوستت دارم چرایش پای تو |